نگارمن
|
|
به نظر شما شرط نبوغ چیست ؟ موضوع: عمومی سه شنبه نهم مرداد 1386 23:13
آیا تاکنون به سرگذشت بزرگان و کسانی که نامی بر این گیتی از خود ثبت کرده اند اندیشیده اید .
بی شک وقتی زندگی نامه وآثار به جا مانده ازآنان را مطالعه می کنید اکثراٌ یک وجه اشتراک دارند . وآن زندگی نابسامان آنان در دوران کودکی می باشد . فقر وتنگدستی ، یتیمی ، اجبار کار در کودکی ،خانه به دوشی ، وجود حاکمان مستبد و مشکلاتی از این قبیل همه وهمه عوامل قهری دست وپاگیر نوابغ گذشته بوده است . ولی با این وجود هیچ یک از این عوامل جلودار نبوغ وهمت آنان نگردیده است . شایدیکی از دلایل موفقیت چنین شخصیتهائی لمس چنین مشکلاتی بوده است . بی شک یکی از عواملی که باعث ایجاد زمینه تفکردر فرد وفعال شدن همه جانبه فکر می گردد دست وپنجه نرم کردن با مشکلات ویافتن راه حل برای فرار از زیر بار فشار می باشد . بررسی زندگی بزرگانی چون ، ادیسون ، انیشتین ، چارلز بابیچ ، یا نوابغ کشور خودمان مثل بوعلی سینا ، ابوریحان، زکریای رازی و... بیانگر این موضوع می باشد . نکته بارز مشترک درچنین نوابغی استفاده از حداقل امکانات ورسیدن به بهترین نتایج می باشد .
آیا تاکنون به طور عمیق به کشف بزرگ ادیسون که می توان گفت به نحوی مادرتکنولو ژی امروزی است فکرکرده اید؟
به نظر شما آیازمانه میتواند چنین نوابغی به خود ببیند ؟ از شواهد چنین برمی آید که هرچه زمانه مدرن ترمی گردد تن آسائی وآماده خوری نیز درمردم جای خودرا بیشتر باز می کند . شرایط حاکم بر کشورها وهمچنین سایه افکندن همه جانبه سیاست بر جوامع دست وپاهارا زنجیر کرده و قفلی بر مغزها کوبیده است . وجود گسترده رسانه ها به جای اینکه جوامع را درجهت تعالی وترقی وهمچنین آزاد کردن افکارهدایت کند ، سمت وسوی سیاسی گزیده و کوچکترین فعالیت آنها نیز رنگ وبوی سیاست به خود گرفته است . شاید اگر زمانی که الکساندر گراهامبل تلفن را اختراع می کرد می دانست اختراعش با آمیخته شدن با نبوغ ادیسون چگونه دنیارا تسخیر می کند واز پرتو نبوغشان روزی موبایل ، کامپیوتر و اینترنت ظهور می کند وچگونه دست وپاگیر جوامع امروزی میشود وتن پروری وراحت طلبی را برای جوانان به ارمغان می آوردواز طرفی هم بهره برداریهای سیاسی به اوج خود می رسد، گوشه ای از کاررا به صورت معمائی برای نسل آینده رهاکرده ونسلهای بعد از خودرا نیز به فکر وامیداشتند . هرچند به عقیده بعضی از مغز فندقیها (( اگر آنها این کار رانمی کردند یکی دیگه میکرد)). اما باید بدانیم اگر قراربودکس دیگری بعد از آنها این اقدام را انجام دهد ، علم امروز نیز در این موقعیت نبود و ممکن بود چندین پله عقب تر از موقعیت کنونی باشد . واما مقصود بنده از بیان این مطالب : چندیست که این حقیر جمله معروف آقای ادیسون (( نبوغ یعنی۱درصد استعداد و ۹۹درصد عرق ریختن وکارکردن)) را به عنوان شعار کاری خود انتخاب نموده ودر اتاق محل کارم بالای سرم نصب نموده ام . حدود یکسال است هرکس وارد اتاق این حقیر می گردد با خواندن این جمله کمی تأمل کرده وسخنی ویا نظری ارائه می کند ، که همه آنها به نحوی بیانگر بن مایه فکری جامعه کاری ماست . بعنوان مثال شخصی بدون توجه به معنی این سخن میگوید ادیسون این حرفو برای زمانه خود زده وکاری به جوامع امروزی ندارد .شخص دیگری می گفت هیچ وقت یکنفر نمی تواند با یک درصد فکر نابغه شود . فرددیگری میگوید ادیسون باید معلوم می کرد منظورش نبوغ فکری است یا کاری ، بعضی ها هم که بی تفاوت بودند و... .. ویک نفرهم (وفقط یکنفر) می گوید بسیارزیباست وچندین بار آن را می خواند و آن را یادداشت کرده وبعنوان سرمشق برای آینده خود درون جیبش می گذارد وبا توجه به طبع بنده چندین کتاب از جمله نوشته های مارک فیشر را برای مطالعه وتأثیر پذیری معرفی می کند . باتوجه به این نمونه افکار می خواهم بگویم در طور یکسال اگر به طور میانگین روزی 30 نفر مراجعه کننده داشتم در پایان سال چیزی حدود 11.000 مراجعه کننده وجود داشته که می توان گفت چنین مطلبی مورد توجه یک یازده هزارم جامعه مورد بحث بنده بوده است . باید باور کرد که مردم ما در بدترین شرایط فکری می باشند واز لحاظ باورداشتن خود به درجه صفر نزدیک شده اند. فشار کار وعدم تکافوی درآمد با مخارج زندگی و بقولی سوار بودن نان وپیاده بودن ما با عث شده که تمام وقتمان درحال دویدن دنبال لقمه ای نان باشیم وهمان یکدرصد فکر آزاد جهت ایجاد زمینه 99درصد تلاش دیگر فراهم نیاید . از طرفی هم شرایط اقتصادی وسیاسی جامعه به نحوی رقم خورده که بی همتی وعدم تمایل جوانان نسبت به این موضوع را به طور وسیع دامن می زند .... حال به نظر شما ادیسون چطور به این نتیجه رسیده که: نبوغ عبارت است از 1درصد استعداد و99 درصد تلاش یا منظور حافظ از بیت معروف به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابیم به قد وسع بکوشیم چه بوده است . این داستان ادامه دارد ....
نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
میلاد مرد کعبه
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدارا که به ما سوا فکندي همه سايه همارا فرارسيدن زادروز مولودکعبه ، پيشواي شيعيان برهمه دوستداران مبارک باد متن زير برگرفته ازقلم دکتر شريعتي در باره آن حضرت مي باشد . علي ، مردي که در حالات جذبه هاي دروني اش يک روح فارغ از هستي را به ياد مي آورد ودر معراجهاي معنويش راههاي آسمان را از زمين بهتر مي شناسد چنين روحي شب تا صبح خواب ندارد که : (( در نقطه اي دوردست از جامعه اسلامي ، يک انساني گرسنه به خواب رفته ! )) يک روحي که در برابر مسئله گرسنگي در جامعه ، حتي گرسنگي يک فرد در يک نقطه از زمين اينقدر حساس است ، درست مثل يک رهبر مردم دوست مادي است که جز به اصالت زندگي مادي مردم نمي انديشد . از آن بُعد ديگرش يک حکيم سوخته خلوت وسکوت ودرون است که گوئي به همه اين عالم نمي انديشد .اين مرد شمشير وسخن عشق وانديشه ، مردي که از شمشيرش مرگ مي باردواز زبانش وحي ، اين مرد يک الگوي ايده آل انساني است . بُعد قهرماني علي به صورت تجسم وتجلي وسمبل جوانمردي وفتوت وپهلواني در يک قشر ديگر از جامعه ، جداگانه وبي رابطه با بُعد عرفاني اش رشد کرد . بُعد انديشه اش به عنوان يک مظهر تفکر وسخن وعلم رشد کرد بُعد حکمت وعلم وقرآن شناسي اش به صورت يک منبع وسرچشمه تفسير وشناخت اسلامي وحديث ومبناي معارف اسلامي وايماني رشد کرد . بُعد سياسي اش به عنوان مظهر عدالت خواهي وحق طلبي وحتي خداي عدل وحق تا سر حد الوهيت در ميان توده هاي ستمديده تاريخ رشد کرد . (( مي بينيم علي ماند ، اما تکه تکه ، اسلام ماند اما جزء جزء شده )) يک زره عشق علي اگر در نهايت وذاتت باشد ، تورا قدرت ماندن در برابر هجوم اين همه قدرها خواهد بخشيد وهمچون يک موميائي سحر انگيز ومرموز نگاهت خواهد داشت ! اين علي که شما وصفش مي کنيد همان رستم خودمان است که آرايش اسلامي اش کرده ايد ، اين علي شما به درد صوفي ها وپهلوانها مي خورد وسمبل زورخانه وخانقاه شده است . (( ومن استادم علي است ، مرد بي بيم وبي ضعف وپر صبر !)) انسان به ميزان برخورداريهائي که در زندگي دارد ، انسان نيست. بلکه درست به اندازه نيازهائي که درخود احساس مي کند انسان است . سطح تعالي ودرجه کمال هر انساني را بادرجه تعالي وکمال نيازهائي که دارد وکمبودهائي که احساس مي کند دقيقاً مي توان اندازه کيري کرد يعني؛ هرکس به ميزاني انسان تر است که نياز هاي کاملتر ومتعالي تر ومتکامل تر دارد آدمهاي اندک ، نيازهاي اندک دارند وانسانهاي بزرگ نيازهاي بزرگ دکتر علي شريعتي
ازدوستي با احمق بپرهيز ، زيرا اومي خواهد به توفايده برساند، اما زيان خواهد رساند. از دوستي با بخيل بپرهيز ، زيرا آنچه را به آن نياز داري از توخواهد گرفت . از دوستي با بد کار بپرهيز ، که اوتورا ارزان خواهد فروخت واز دوستي با دروغگو بپرهيز ، که او براي تو مانند سراب خواهد بود که دوررا نزديک ونزديک را دور مي نماياند . کسي که دنيارا دوست بدارد وبه آن دل ببندد ، آخرت را دشمن خواهد داشت . آنها مثل شرق وغربند به هرکدام نزديک شوي از ديگري دور خواهي ماند . دنيا مانند ماري است که چون دست بر آن بکشي نرم است ، امادرونش زهري کشنده است . فريب خورده به سويش مي رود وخردمند از آن اجتناب مي کند . مقام ومرتبه مردبه اندازه همت او ، صداقتش به اندازه جوانمردي او، شجاعتش به اندازه ننگ داشتنش از کارهاي ناشايست ، وپاکدامني اش به اندازه غيرت اوست . قوام دنيا ودين به چهار کس است : عالمي که علم خودرا به کار برد . جاهلي که از آموختن ننگ نداشته باشد . توانگري که احسان کند وبخيل نباشد وفقيري که آخرت خودرا به دنيا نفروشد .
حضرت علی (ع) نوشته شده توسط محسن ادیبی سده | لينک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
درباره نگارمن
![]() نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد خداوند بزرگ را شاکرم از این جهت که در همه حال وهمه جا لطف خودرا شامل احوال این بنده نموده .به پاس نعمتی خدا ارزانیم کرد ونازنینی را به این جانب عطانمود وبلاگی را که ملاحظه می فرمائید بنام تنها دخترم نگار نامگذاری نمودم تا همیشه وهمه جا نامش برزبانم جاری باشد .امید است از مطالبی که در این وبلاگ نوشته می شود نهایت استفاده به عمل آمده ونظرات سازنده خودرا در جهت بهبود این وبلاگ از این حقیر دریغ نفرمائید . |
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati